تبليغاتX

تصاوير تصادفی

مهتاب شب - هفته پلیس

مهتاب شب

هیچ ندانی به از نیمه دانی! به اعتبار خود دیوانه بودن به از فرزانه بودن در نظر دیگران!

خودمونیم، خیلی دنیای بامزه ای داریما....

امروز داشتم دورو اطراف رو نگاه می کردم

یه چیزه بامزه توجهمو جلب کرد

ظاهراً این هفته، هفته ی پلیسه،

جلو در یکی از قهوه خونه های یکی از محله های جنوب شهر که معمولاً آدمای توش یا دزدن یا قاچاقچی یا معتاد یه سوژه بانمک دیدم..

می دونید چی نوشته بود؟!

نوشته بود " از پرسنل زحمتکش نیروی انتظامی تشکر می کنیم و هفته ی پلیس را به آنها تبریک می گوییم."

این تیکه خیلی بامزه بود،

حالا که اینو گفتم بهتون می گم چرا دنیامون بامزس

 

با مزس چون دزدا و قاچاقچیا واسه پلیسا پارچه نوشته می زنن و ازشون به خاطر زحمات بی وقفشون برای برقراری امنیت تشکر می کنن. خدایی این با نمک نیست؟

اینه دیگه دنیای ما

بره ها واسه گرگا کارت تبریک می فرستن، و گرگارو به جشناشون دعوت می کنن.

موش و گربه ( تام و جری خودمون) دارن تو یه آپارتمان 50 متری با هم زندگی می کنن، دیگه جا واسه دنبال هم دویدن و نخ پیچیدن دور پای همدیگه ندارن.

آره

دنیای ما دیگه هیچ ربطی به دنیای قصه ها نداره

تو دنیای قصه ها دختر خوشگله همیشه عاشق یه شاهزاده خشگل و خوش تیپ  می شد، اما تو دنیای ما اون دختره خوشگل عاشق یه حاجی شیکم گنده و قد کوتاه شده.

تو دنیای قصه ها آدما وقتی می ترسن به پلیس زنگ می زنن، اما تو دنیای ما آدما وقتی پلیس می بینن از ترس پلیس تو هفتا سوراخ قایم می شن.

تو دنیای قصه ها همیشه آدم خوبا تمیزو، مرتب و خوش لباسن و مواظب بقیه آدما هستن، اما تو دنیای ما آدم خوبا کلی ریش دارن، همیشه اخم می کنن و گاهی از زیاد بودن خوبیشون دستور کشتن آدمای دیگرو می دن.

تو دنیای قصه ها بچه ها تو رخت خوابای گرم و نرم می خوابن و موقع بیداریشون همش با دوستاشون بازی می کنن و آرزوشون اینه که اسباب بازی های تازه داشته باشن، اما تو دنیای ما بچه ها شبا تو کارتن می خوابن و صبح هم که از خواب پا می شن تو خیابونا پرسه می زنن و آرزوشون اینه که ترافیک دیر تر تموم شه تا بتونن بیشتر گل بفروشن.

 

واسه همینه که تو همه جای دنیا قصه ها رو می خونن تا با شنیدن قصه ها خواب به چشم همه بیاد، اما تو دنیای ما باید قصه ها رو زیر زمین خاک کرد چون خوندن این قصه ها دیگه کسی رو نمی خوابونه.

تنها خوبی قصه های دنیای ما اینه که دکترا می تونن به آدمای خابالو خوندن این قصه ها رو تجویز کنن!!!

الان دیگه خیلی خوشحالم که ما هیچوقت از دنیامون قصه ای ننوشتیم، چون با قصه هامون تصور این همه آدمو که با قصه ها بزرگ می شن خراب می کردیم و

در نتیجه دزدامون به پلیسا تقدیر نامه می دادن و واسشون پارچه نوشته می زدن، جوونا هم از گشت ارشاد به خاطر  گیر دادن های صمیمانشون تشکر می کردن!!!!

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت22:1توسط مهتاب شب | |