تبليغاتX

تصاوير تصادفی

مهتاب شب

مهتاب شب

هیچ ندانی به از نیمه دانی! به اعتبار خود دیوانه بودن به از فرزانه بودن در نظر دیگران!

شطرنج

از پس پرده نگاه کن، مثل شطرنج زمونه

 هرکسی مثل یه مهره، توی این بازی می مونه

یکی مثل ما پیاده، یکی صد سال سواره

یه نفر خونه به دوشه، یکی دو تا قلعه ها

یه طرف همه سیاهو

یه طرف همه سفیدن

رو به روی هم یه عمره

ما رو دارن بازی می دن

اونا که اول بازی ، توی خونه تو و من

پیش پای اسب دشمن، اون همه سربازو چیدن

ببین امروزم تو بازی ، میون شاه و وزیرن

هنوزم بدون حرکت، پشت ما سنگر می گیرن

تاج و تخت شاه دیروز، در قلعشون نمی شه

به خیالشون که این تاج، سرشونه تا همیشه

یادشون رفته که اون شاه ، که به صد مهره نمی باخت

تاج و از سرش تو میدون، لشکر پیاده انداخت

اون که ما رو بازی می ده، اونی که مهره رو چیده

اون که نه شاهه، نه سرباز

نه سیاهه، نه سفیده

از پس پرده نگاه کن.

 

هیچوقت چیزی که باید بشنویم نشنیدیم!

 

+نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت13:16توسط مهتاب شب | |